|
گذاشتی رفتی بی وفا دارم میمیرم به خدا درد و گذاشتی تو دلم فهمیده بودی عاشقم نگفتی دل میشکنه از نبودنت دلی که میمیره واسه خندیدنت نگفتی بی تو آسمون ابری میشه بدون تو اخر قصه چی میشه نگفتی جات توی ترانه خالیه همون ترانه ای که با بودن تو بهاریه نگفتی از نبودنت پروانه ها دق میکنن پروانه هایی که دلو لبریز از عشق میکنن + نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388 23:37 توسط مهدیه |
بوسه یعنی وصل شیرین دولب. بوسه یعنی عشق در اعماق شب. بوسه یعنی مستی از مشروب عشق. بوسه یعتی آتش و گرمای تب. بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب لذت از دیوانگی. بوسه یعنی حس خوبه طعم عشق طعمه شیرینی به رنگ سادگی . بوسه یعنی آغازی برای ما شدن. لحظه ای با دلبری تنها شدن. بوسه اتش میزند بر جسم و جان . بوسه بر میدارد این شرم از میان. بوسه یعنی شادی و شور و نشاط . بوسه یعنی عشق خالی از گناه. بوسه یعنی قلب تو از آنه من. بوسه یعنی تو همیشه ماله من + نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 23:24 توسط مهدیه |
نظرت برا همه مهمه............... خرییت یا عشق؟؟؟؟؟؟؟ + نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 18:29 توسط مهدیه |
توی یک دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن دو تا خسته دو تا تنها یکیشون تو یکیشون من همیشه فاصله بوده بین دست های من و تو با همین تلخی گذشته شب و روز های من و تو راهه دوری بین ما نیست اما باز اینم زیاده تنها پیوند من و تو دست مهربون باده کاشکی این دیوار خراب شه من و تو باهم بمیریم توی یک دنیای دیگه دستای همو بگیریم شاید اونجا توی دلها درد بیزاری نباشه میون پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه + نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387 21:49 توسط مهدیه |
پشت سرت نگاه نکن بزار نگات یادم بره برو پشیمون نمیشی این دفعه بار آخر پشت سرت نگاه نکن حتی اگه صدات کنم حتی اگه گریه کنم زل بزنم نگات کنم ما رو نساختن واسه هم تو قسمت من نبودی بزار که از یادت بره یه روزی عاشقم بودی جاده صدامون میزنه خوب میدونه مسافریم من از یه راه تو از یه راه هر دو تامون باید بریم جاده پر از غربت و غم، خیس عبور گریه هاست توشه ی راهمون فقط هق هق تلخ بی صداست طناب سرنوشت من به پای تو گره نخورد قلب تو رو دست خدا به عشق دیگری سپرد ما مثل خورشیدیم و ماه قسمت نمیشی تو به من طلوع روشن نگات فقط میشه غروب من + نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387 23:12 توسط مهدیه |
کسي به ما نشون نداد که انتهاي خط کجاست ؟ تو بازي کلاغ پر ، هيچکي نشد برنده
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387 20:52 توسط مهدیه |
جای ماندن نیست این دیار، من می روم!! جای خواندن نیست این سرسرا، من می روم!! جای پر گشودن نیست این قفس، من می روم!! جای دل سپردنی نیست در دلت، من می روم!! جای انتظار شیرین نیست در این بلد، من می روم!! جای تنهایی فرهاد دگر نیست، من می روم!! جای شعر تازه نیست در این کتاب، من می روم!! جای گوش دادن به ترانه هم دگر نیست، من می روم!! جای عطر پیراهن گمگشته نیست، من می روم!! جای گفتن حرف صادقانه نیست، من می روم!! جای نوشیدن می نیست این می کده، من می روم!! جای بوسه ای نیست دگر بر لب یار، من می روم!! جای برگشتی نیست، می دانم؛ پس می روم!! + نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 22:34 توسط مهدیه |
باز دوباره تنهایی و شب و سکوتت باز دوباره یاد تو و غم نبودت باز دوباره بهت میگم تنهام گذاشتی رفتی و این بغضو توی صدام گذاشتی میخوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه میخوام بهت بگم نرو نرو مگه چی میشه بعد تو پرسه میزنم شبای سرد و خسته رو تو رفتیو منم پشت سرت گفتم نرو میخوام تموم کنم این قصه ی تلخو باتو میدونی چقده فاصله ی قلبم تا تو چشامو میبندم ولی چیزی نیست به یادم به یادم میارم چه ساده دادی به بادم ببین چه شادم که گفتی تا تهش باهاتم فقط اومدی دچارم کنی به درد و ماتم شمع عشقم به دست کی ساده خاموش شد وقتی یادم میاد اشک و التماس چشام دیوانه وار میگریم واسه دوری نگات برات میساختم از جهنم زشتم بهشت دستام تو دستات بود بی خیال سر نوشت به یاد اون روزا که بودیم خوش و خرم که تو رو با خودم به اوج ابرا میبردم خاطراتو نبر بزار برام یادگاری بهونه ی اشکام باشه تو روزای بی قراری دل بکن از منو عشقم بزار دستامون جدا شن سهم من شبای تاریک سهم تو فردایی روشن مجبورم نکن که بگم به تو هیچ حسی ندارم آخه این دروغه اما دیگه چاره ای ندارم تو بدون تا اخر عمر از دلم نمیری هرگز نمیخواد که سخت بگیری خیلی ساده خداحافظ + نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387 18:35 توسط مهدیه |
ای که با ناز نگاهت دلمو دیوونه کردی پا گذاشتی روی قلبم،توی قلبم خونه کردی ای که وقتی تو رو دیدم،دل تنهام زیر و رو شد با تو بودن تو رو داشتن واسه من آرزو شد طفلی قلب عاشق من به خودش میگفت همیشه آرزوی با تو بودن یه روزی راستی راستی میشه ولی چه کنم که آرزوم خیلی بزرگ بود + نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 21:15 توسط مهدیه |
این روزا دنبالت میام تو کوچه های خاطره قلبمو با خودت ببر وقتی که بارون میباره بهونه ی تو رو دارم برای هم گریه شدن سر به سر دلم نزار گونه هام از گریه پُرن عکس منو پاره نکن همیشه بازنده منم بازیچه ی دستای تو ، تو کوچه پرسه میزنم چه لحظه هایی که گذشت به اعتماد عشق تو فکرشم آزارم میده اگه بهم بگی برو شبِ منو آفتابی کن نزار که تنها بمونم میخوام به اعتبار تو ترانه هامو بخونم شاید مثل یه خاطره همیشه همرات بمونم اما بدون بودنت نمیتونم نمیتونم به تو بهونه گیر شدم اسیر کنج بی کسی سر به سر دلم نزار نگو به هم نمیرسیم + نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 17:12 توسط مهدیه |
|