
باز دوباره تنهایی و شب و سکوتت
باز دوباره یاد تو و غم نبودت
باز دوباره بهت میگم تنهام گذاشتی
رفتی و این بغضو توی صدام گذاشتی
میخوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه
میخوام بهت بگم نرو نرو مگه چی میشه
بعد تو پرسه میزنم شبای سرد و خسته رو
تو رفتیو منم پشت سرت گفتم نرو
میخوام تموم کنم این قصه ی تلخو باتو
میدونی چقده فاصله ی قلبم تا تو
چشامو میبندم ولی چیزی نیست به یادم
به یادم میارم چه ساده دادی به بادم
ببین چه شادم که گفتی تا تهش باهاتم
فقط اومدی دچارم کنی به درد و ماتم
شمع عشقم به دست کی ساده خاموش شد
وقتی یادم میاد اشک و التماس چشام
دیوانه وار میگریم واسه دوری نگات
برات میساختم از جهنم زشتم بهشت
دستام تو دستات بود بی خیال سر نوشت
به یاد اون روزا که بودیم خوش و خرم
که تو رو با خودم به اوج ابرا میبردم
خاطراتو نبر بزار برام یادگاری
بهونه ی اشکام باشه تو روزای بی قراری
دل بکن از منو عشقم بزار دستامون جدا شن
سهم من شبای تاریک سهم تو فردایی روشن
مجبورم نکن که بگم به تو هیچ حسی ندارم
آخه این دروغه اما دیگه چاره ای ندارم
تو بدون تا اخر عمر از دلم نمیری هرگز
نمیخواد که سخت بگیری خیلی ساده خداحافظ